انتخابات ,سیاسی ,ترامپ ,مردم ,تفاوت ,آمریکا ,آگاهی سیاسی

ترامپ؛ معجزه دیگر هزاره سوم:

:: ترامپ؛ معجزه دیگر هزاره سوم:
انتخابات ,سیاسی ,ترامپ ,مردم ,تفاوت ,آمریکا ,آگاهی سیاسی
1- انتخابات در آمریکا از نظر آگاهی سیاسی مردم، تفاوت چندانی با انتخابات کشورهای دیگر ندارد. به این معنا که مردم آمریکا یعنی همان زیر 55 درصدی که در انتخابات شرکت می کنند؛ مثلا در مقایسه با مردم ایران یا مصر از آگاهی سیاسی دوراندیشانه ای برخوردار نیستند. تنها تفاوت معنادار میان انتخابات آنجا با سایر کشورهای درحال توسعه که به نمایش دموکراسی اقدام می کنند؛ برگزاری انتخابات سالم و صیانت از آرای مردم است.
2- جرا نتیجه انتخابات آمریکا با پیش بینی های قبل از آن از تفاوت معناداری برخوردار بود.؟
دلیل آن را می توان در هدایت مدیا توسط لابی های قدرت سیاسی و اقتصادی عنوان کرد. به طوری که آنها سعی می کردند با نمایش آرزوهای خود در آمار نظرسنجی ها؛ افکار عمومی را تحت تاثیر خواسته های خود قرار دهند.
3- در بررسی دلایل انتخاب ترامپ به جای کلینتون که با پشتوانه ای از سابقه سیاسی و اطلاعات شخصی وخانوادگی پای بر عرصه رقابت تبلیغاتی گذاشته بود؛ ذکر این نکته خالی از لطف نیست که مردم ترجیح دادند نتایج نه چندان رضایت بخش سیاست های مدون حزبی را با یک سری تصمیمات قالب شکنانه و انقلابی خارج از برنامه ی سیاستمداری همچون ترامپ تجربه کنند، تا بلکه آثاری دگرگونه بر زندگی آنان داشته باشد.
جایگاه اقتصادی ترامپ به عنوان یک سرمایه دار موفق؛ تصور چنین دورنمایی از شرایط بهتر را بیشتر تقویت می کند.
4-و دست آخر این که؛ ترامپ با ارایه سخنرانی امروز خود بعد اعلام پیروزی؛ نشان داد که ادبیات سیاسی او در جریان انتخابات که انطباق کاملی با ویژگی های شخصیتی وی دارد؛ در واقع بیشتر مصرف انتخاباتی داشته است. و این گونه نیست که وی به عنوان رییس جمهور نیز هر طور که دلش بخواهد می تواند صحبت کند. این تغییر رفتار او بعد از این، تحت تاثیر مشاوران وی محسوس تر نیز خواهد شد.

منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : انتخابات ,سیاسی ,ترامپ ,مردم ,تفاوت ,آمریکا ,آگاهی سیاسی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : ترامپ؛ معجزه دیگر هزاره سوم:


حسین ,امام ,خویش ,انسان ,بهشت ,حسین؛ ,امام حسین ,امام حسین؛

ما و امام حسین(ع)

:: ما و امام حسین(ع)
حسین ,امام ,خویش ,انسان ,بهشت ,حسین؛ ,امام حسین ,امام حسین؛ امروز؛ روز سختی ست. نه تنها برای امام حسین؛ بلکه برای نوع انسان و نشان دادن قدرت انتخاب او از میان همه جاذبه ها و کشش های ایمانی، اخلاقی، مادی و دنیوی. این که از میان دو گزینه ی: قدرت و جاه طلبی و تسلیم و تن دادن به خوشی های زودگذر زندگی؛ و ایستادن و مقاومت کردن و دفاع از حیثیت و شرافت و آزادگی و ماهیت خداگونه انسان؛ مجبور باشی یکی را انتخاب کنی. و آن هم در مقابل چشمان نگران و تماشاگر مجموعه اهل بیت و یاران خویش و قضاوت نسل های آتی در فراسوی زمان و مکان. و چه انتخاب سختی! و چه کسی بهتر از حسین می توانست از عهده چنین تصمیم سخت و مهمی برآید؟! حسین راه خویش را برگزید و درس های ایمانی و اخلاقی خویش را عرضه کرد و رفت. ولی آنچه بسیاری از مدعیان تشیع و طرفداران نهضت عاشورا، با حسین کردند؛ در ضایع کردن عظمت کار وی دست کمی از عمل دشمنانش نداشت. جریان تشیع سیاه و مدعی طرفداری از امام حسین؛ از مجموعه جریان عاشورا اکسیری ساختند برای تبدیل تمامی کاستی ها و گناهان فردی و فرقه ای خویش؛ به ثواب و پاداشی که بتواند به عنوان سکوی پرتاب آنان به سوی دروازه های بهشت برین عمل کند. در واقع راه تشیع، راه میانبری تعریف شد برای رسیدن به بهشت؛ که امام حسین و اهل بیت او نیز بر سر این راه، در حال کشیک دادن و هدایت شیعیان به سمت بهشت موعود ایستاده اند. براستی؛ چه بر سر این واقعه تاریخی آمده است که به جای تداوم جریان تاثیر تاریخی اش در زندگی تک تک انسان ها؛ تبدیل به یک تابلویی نوستالوژیک از مجموعه عزا و نوحه و بعضا کارناوال خیابانی گشته و در حد تکرار یک خاطره ی جای گرفته در حافظه مذهبی مردم تنزل پیدا کرده است ؟!!! مردمی که زار و زار برای حسین و خاندانش گریه می کنند و اشک می ریزند ولی از درک ساده ترین روابط ظالمانه حال حاضر پیرامونی خود نه تنها غافل اند؛ بلکه بعضا به بی شرمانه ترین شکل ممکن نیز؛ ظالمان را در تقویت افعال و افکارشان همراهی می کنند! تعدادی روحانی بی سواد خرافاتی و مداحان دهان دریده و جیره خوار که تداوم حیات اقتصادی خویش را در استضعاف فکری توده های دنباله رو و مطیع و مقلد جست و جو می کنند؛ از این واقعه دکان دو نبشه ای ساخته اند برای دنیای خویش و تخریب ماهیت آرمانگرایانه نهضت عاشورا. مردمی که امام حسین را در این چند روز محرم خلاصه کرده اند؛ با محدود کردن خیرات و نذورات به این چند روز، جهت رفتن به بهشت از راه میانبر؛، آنچنان ضربه های جبران ناپذیری به اقتصاد و محیط زیست وارد می کنند که برای جبران آن ماه ها وقت و انرژی لازم است که صرف شود. کافی ست یک توک پا، با نگاهی تیز بینانه و انتقادی در خیابان های شهر به گشت و گذار بپردازیم. دیدن تجمع ماشین های مدل بالا و صف های طولانی افراد شیک پوش در مناطقی که نذری توزیع می کنند و انبوه پلاستیک و ظروف یک بار مصرفی که سنگفرش خیابان ها را پوشانده است؛ تنها حسی که در آدمی ایجاد نمی کند؛ حس مهربانی و احسان و احترام به فقراست. آیا بهتر نیست به جای تمرکز بر روی این همه واژه های تکراری همچون:مظلومیت حسین؛ فکری هم به حال مظلومیت خود مسخ شده مان از پی تحریف ارزش های اخلاقی بکنیم؟! و به جای گریستن به لب های تشنه حسین، اندکی هم برای حافظه نیازمند آگاهی و تهی از خودآگاهی انسانی و ایمانی مان اشک بریزیم؟! ای کاش روزی فرا رسد که امام حسین (ع)در جایگاه واقعی نقش خود، یعنی تقویت فاکتورهای انسانیت انسان و تغییر مسیر زندگی انسان های گرفتار ناآگاهی و جهالت؛ قرار بگیرد. بامهر/بابااوغلی

منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : حسین ,امام ,خویش ,انسان ,بهشت ,حسین؛ ,امام حسین ,امام حسین؛
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : ما و امام حسین(ع)


کشور ,خویش ,ورزشی ,ورزشکاران ,مقابل ,رقابت ,کشور خویش ,ورزش حرفه ,قرار گرفتن ,تلقی شود؛ ,میدان رقابت

ناکامی در مسابقات المپیک و اظهار نظرهای پوپولیستی

:: ناکامی در مسابقات المپیک و اظهار نظرهای پوپولیستی
کشور ,خویش ,ورزشی ,ورزشکاران ,مقابل ,رقابت ,کشور خویش ,ورزش حرفه ,قرار گرفتن ,تلقی شود؛ ,میدان رقابتhttp://etemadnewspaper.ir/Default.aspx?News_Id=52411

 

 «محمدرضا پولادگر درخصوص شکست مهدی خدابخشی برابر میلاد بیگی ملی‌پوش ایرانی تیم آذربایجان به خبرنگاران گفت: من متاسفم که در رسانه‌های ما از چند ماه قبل فضای سنگینی برای این رقابت به وجود آوردند و متاسفم برای کسانی که با پول مردم رشد کرده و مثل مزدور به کشورهای دیگر می‌روند و در رویداد بزرگ جلوی چشم مردمان ایران روبه‌روی یک هموطن می‌ایستند. پول چقدر ارزش دارد؟


پولادگر گفت: ما حاضریم جان خود را بدهیم تا مردم‌مان شاد شوند. آیا پول اینقدر ارزش داشت که باعث ناراحتی مردم ایران شوند و کسی مزدوری کند؟ من این‌ها را هموطنان خودم نمی‌دانم.»(به نقل از سایت تابناک/30/5/95)

 

این ها بخشی از اظهارات یک مسئول ورزشی است که در پاسخ به افکار عمومی در مقابل شکست های اخیر تیم تکواندو در المپیک ریودوژانیرو؛ توپ را به زمین حریف انداخته و اصطلاحاً با اتخاذ روش «فرار به جلو»، سعی دارد  بر ضعف های مدیریتی خویش سرپوش بگذارد.

این که افرادی بخواهند با تغییر ملیت خویش به عنوان شهروند یک کشور بیگانه قدم به مبارزات ورزشی در عرصه بین المللی بگذارند و یا با قبول مربیگری یک تیم ورزشی  کشوری دیگر (با احتمال رویارویی با تیم کشور خویش) در میادین رقابت های ورزشی حاضر شوند؛ چیز جدید و عجیبی نیست.موارد زیادی در تاریخ مسابقات ورزشی در سطح بین المللی وجود دارد که افرادی با پذیرش مربی گری یک تیم ورزشی کشوری بیگانه؛ در مقابل  ورزشکاران کشور خویش قرار گرفته  و یا ورزشکاری با تغییر ملیت خویش، برای دریافت مدال به نام کشوری به غیر از زادگاه خود به میدان رفته است. به عنوان نمونه:

 

-درجام جهانی فوتبال 2002، تیم سنگال به مربیگری برونو میتسو فرانسوی در مرحله مقدماتی مقابل تیم ملی فرانسه قرار گرفت و آن را یک بر صفر شکست داد. به طوری که یکی از دلایل حذف زود هنگام تیم ملی فرانسه از ادامه رقابت ها، همین شکست مقابل سنگال بود.

-قهرمان دسته سنگین وزن تیم ملی وزنه برداری قطر و حریف اصلی رضازاده در قاره آسیا؛جابرسالم بلغاری الاصل بود.

-و در مسابقات لیگ جهانی والیبال و انتخابی المپیک و نیز خود المپیک، تیم  ملی والیبال ایران با مربیگری مربیان آرژانتینی( ولاسکو و لوزانو)، چندین بار در برابر تیم والیبال آرژانتین بازی کرده و چندین بار هم نتیجه به نفع تیم ملی والیبال ایران تمام  شده است.

درست است که برگزاری مسابقات ورزشی با هدف افزایش همدلی و دوستی میان ملت ها برگزار می شود؛ لکن ورزشکاران حاضر در این رقابت ها؛ با پشتوانه ورزش حرفه ای و برخوردار از مهارت های فنی و علمی گام بر میدان این رقابت ها می گذارند.

همین حرفه ای گری در ورزش و اهمیت پول و نقش مدیریت در آن؛ تا حد زیادی توانسته است ماهیت صد در صد ملی ورزشکاران شرکت کننده در مسابقات و مربیان آن ها را تغییر دهد.

این وضعیت به لحاظ اخلاقی چه خوب باشد چه بد؛ در دنیای امروز؛ جدیت ورزشکاران و مربیان آنها برای پیروزی حتی در مقابل ورزشکاران کشور زادگاه خود؛ در قالب ورزش حرفه ای قابل توجیه است. و کسانی  که در سرزنش لژیونرهای ورزشی با استفاده از ادبیات احساسی و ملی گرایانه سخن می رانند؛ اگرمتعلق به توده عوام باشند، ازشناخت ویژگی های ورزش حرفه ای بهره ای نبرده اند. و اگر از جمله  مسئولان  باشند، با تحریف افکار عمومی (با استفاده از تحریک احساسات ملی)سعی در شانه خالی کردن از بار مسؤلیت مدیریتی خویش دارند.

چنانچه قرار گرفتن یک ورزشکار در مقابل هموطن خویش خیانت به کشور تلقی شود؛ مسببان حضور آنها درزیر پرچم یک کشور بیگانه؛ به طریق اولی خائن ترند. وظیفه یک مدیر ورزشی به کار گیری تمامی امکانات موجود در راستای شناسایی و تربیت نیروهای مستعد و فراهم نمودن زمینه های رشد و شکوفایی آنان و بالا نگاه داشتن انگیزه های مؤفقیت و قهرمانی در آنهاست.اگر ورزشکاران ما به جای مسابقه به نام ایران، با پرچم کشور دیگری پای بر میدان رقابت ها می گذارند؛ قبل از نکوهش و سرزنش آنان، دلایل این کار می بایست مورد بررسی قرار گرفته و چاره ای برای آن اندیشیده شود.

اگر قرار بر این باشد که قرار گرفتن یک ورزشکار مقابل هم وطن خویش در یک آوردگاه های جهانی، مزدوری برای بیگانگان تلقی شود؛ این مزدوری شرف دارد به خدمات کسانی که زمینه فعالیت امثال خاوری ها، زنجانی ها، رحیمی ها، مرتضوی ها و ..... را در سیستم مدیریت اقتصادی کشور فراهم کرده و میلیاردها دلار ثروت این کشور را به باد فنا داده اند. و نتیجه این شده است که با نهادینه شدن سوء مدیریت در کشور و خالی شدن خزانه، زمینه مهاجرت نه تنها ورزشکاران؛ بلکه بسیاری از نخبگان فکری از کشور مهیا شود!

در طی دهه های گذشته؛ میلیون ها ایرانی کشور را به قصد اقامت در کشورهای مختلف ترک کرده اند. تعداد زیادی از آنها به عنوان نخبگان فکری و صاحبان تخصص های فنی و علمی؛ فکر و اندیشه خویش را در خدمت رشد و شکوفایی فکری و اقتصادی کشورهای میزبان قرار داده اند. اگر از چرایی رفتن آنان تابحال آسیب شناسی درستی صورت می گرفت؛ چه بسا کار به چگونگی حضور ورزشکاران ایرانی در آذربایجان نمی رسید.

دست اندر کاران ورزش کشور اگر به دنبال قهرمانی ورزشکاران در المپیک می باشند؛ می بایست صرفاً بر توانایی ها و مهارت های فردی و تیمی آنها تکیه کرده و از بهانه تراشی های غیر حرفه ای دوری گزینند. کسی که قدم به میدان رقابت می گذارد، به جز آنالیز کردن توانایی های فنی حریف، نباید به دنبال چرایی حضور و چگونگی ملیت رقیب باشد.

رئیس فدراسیون تکواندوی کشور در کنار پاسخگوبودن در خصوص عملکرد ضعیف خویش در برابر مراجع قانونی و افکار عمومی؛ می بایست گوشه چشمی هم به عملکرد افتخار آمیز همتای آذربایجانی خود داشته باشد که سعی کرده است با شناسایی نخبگان ورزشی در ایران و جذب آنها، زمینه کسب افتخارات بین المللی برای کشور خویش را فراهم نماید.

ونهایت این که آقای پولادگر چطور به این نتیجه رسیده اند که مردم با جان دادن کسی خوشحال می شوند؛ بر نگارنده مکشوف نیست!

فکر می کنم ایشان به جای سر دادن چنین شعار های احساس برانگیز و عوامانه؛ عوض گذشتن از جان شیرین خویش به قصد خوشحال کردن مردم؛ از خیر پست ریاست فدراسیون تکواندو (به همراه یک معذرت خواهی) بگذرند؛ مردم را بیشتر خوشخال خواهند کرد.

منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : کشور ,خویش ,ورزشی ,ورزشکاران ,مقابل ,رقابت ,کشور خویش ,ورزش حرفه ,قرار گرفتن ,تلقی شود؛ ,میدان رقابت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : ناکامی در مسابقات المپیک و اظهار نظرهای پوپولیستی


شعاع ,زندگی ,هایی ,وجودی ,شعاع وجودی؛

شعاع وجودی؛

:: شعاع وجودی؛
شعاع ,زندگی ,هایی ,وجودی ,شعاع وجودی؛
 
 
روزانه هزاران نفر به دنیا می آیند و سال هایی چند شانس زندگی پیدا می کنند. و به همین ترتیب نیز هر روز هزاران نفر این جهان را ترک می کنند. هر یک از این آدم ها، در طول زندگی خود، آثار و خاطراتی از خویش در ذهنیت جامعه انسانی بر جای می گذارند.
اثر وجودی برخی از این آدم ها؛ چه بسا از دایره خانواده و دهکده محل سکونت خویش فراتر نمی رود. وقتی از دنیا می روند، چیزی که از آنها به یادگار می ماتد؛ خاطراتی است مبهم از چهره و صحبت هایشان.
ولی برخی از افراد فقط در زمان و مکان زندگی نمی کنند. بلکه شعاع اثر وجودی آنان مرزهای زمان و مکان را در می نوردد و نام شان با زندگی ابدی پیوند می خورد.
تاریخ پر است از آدم هایی که شعاع وجودی خویش را فراتر از خانواده، روستا، شهر، کشور و حتی قاره ای که متعلق به آن بوده اند؛ گسترش داده اند و همراه با عنصر زمان، عمر جاودانه یافته اند. نمونه هایی از این افراد را به وفور در بین شعرا، فلاسفه، عرفا،ادبا،سیاستمداران و رهبران مذهبی می توان سراغ گرفت. هر چند که همیشه شعاع وجودی؛ از ماهیت مثبت روشنایی بخش برخوردار نیست. نام کسانی را هم که بدبختی و تیره روزی بشر را رقم زده اند؛ می توان در لیست جاودانه ها ثبت کرد.
بابااوغلی
منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : شعاع ,زندگی ,هایی ,وجودی ,شعاع وجودی؛
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : شعاع وجودی؛


حرفه ,جهان ,زندگی ,روزنامه ,خبرنگار ,گزارش ,سراسر جهان ,روزنامه نگار ,هفدهم مرداد

حرفه خبرنگاری؛ عشق یا شغل؟

:: حرفه خبرنگاری؛ عشق یا شغل؟
حرفه ,جهان ,زندگی ,روزنامه ,خبرنگار ,گزارش ,سراسر جهان ,روزنامه نگار ,هفدهم مردادبه آنان که با قلم، تباهی درد را/ به چشم جهانیان، پدیدار می‌کنند

در هفدهم مرداد ماه سال 1377، محمود صارمی خبرنگار خبرگزاریِ جمهوری اسلامی، به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان به دست گروهک تروریستی طالبان به شهادت رسید. به همین مناسبت، شورای فرهنگ عمومی، هفدهم مرداد ماه هر سال را به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری کرد.
در جهانی که زندگی می کنیم؛ دیگر نیازی به روابط چهره به چهره برای رد وبدل شدن اخبار نیست. اخبار منتظر خروخ شما از منزل یا محیط کارتان نمی شوند. بلکه دایماً همچون اکسیژن هوا حیات اجتماعی شما را فرا گرفته اند.
پیچیدگی زندگی اجتماعی و سرنوشت مشترک بشر در روابط به هم تنیده شده جهان امروز؛ شکل اتفاقات و سطح توقعات آدم ها را از «دانستن» به عنوان یک حق طبیعی؛ به شدت تغییر داده است...
دیگر خبرهای معمولی و خصوصی از زندگی آدم ها کسی را مشغول و یا قانع نمی کند. جنگ و درگیری، بحران های اقتصادی، تغییر دولت ها، شکست جریان های فکری و سیاسی، بحران محیط زیست و بسیاری از امور از این دست؛ نقش مهمی در مؤفقیت و یا شکست زندگی فردی و گروهی انسان ها دارد.
خبرنگاران مهمترین عناصر زیر ساختی ارتباطات انسانی در جهان امروز محسوب می شوند.
حرفه خبرنگاری در عین حال که به مهارت های حرفه ای نیازمند است، ولی از امتیازات حرفه ای متناسب با ماهیت و سختی کار آن برخوردار نیست. وبه دلیل تهدیداتی که هم از جانب منابع خبرساز متوجه آنان می شود، و هم خطراتی که حاصل شرایط حضور در موقغیت های مربوطه است؛ انتخاب آن به عنوان یک شغل و کنار آمدن با مشکلات مربوط به آن در قامت یک خبر رسان و تحلیل گر مستقل؛ نیاز به داشتن عشق درونی و اهداف بلند انسانی دارد.

گزارش سالانه کمیته محافظت از روزنامه نگاران جهان می گوید که 199 روزنامه نگار در سراسر جهان در سال 2015 بازداشت شده اند. و در سال 2014؛ تعداد 221 روزنامه نگار زندانی شده اند...

از اشرف الدین گیلانی که کارش را به تیمارستان کشاندند و جهانگیرخان شیرازی که در دادگاه محمد علی شاه محکوم به اعدام شد و کریمپور شیرازی که شعله های آتش تن وی موجبات تفرج اشرف پهلوی را درعصر چهارشنبه سوری فراهم آورده بود؛ بگیرید تا الآن که هر از گاهی درب روزنامه هایی به شکل فله ای تخته می شود و اگر بخت با ایشان یاری کند و به زندان نیافتند، از نان خوردن که قطعاً می افتند!!!

«نتایج یک گزارش نشان می‌دهد که در ۶ ماه نخست ۲۰۱۵ میلادی حداقل ۷۱ خبرنگار در سراسر جهان در حالی که حرفه خود را انجام می‌داده‌اند، کشته شده‌اند..

به نقل از اسپاتنیک، گزارش منتشر شده "نشان مطبوعات" موسوم به "پی ئی سی" حاکی است که در 6 ماه نخست 2015 بیش از 71 خبرنگار در حال انجام وظیفه حرفه ای خود کشته شده اند. که این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل 7 درصد رشد داشته است.»

به امید روزی که هیچ انسانی به خاطر رسوا کردن جرم و جنایت و دزدی و اختلاس، تاوان خدماتش را با اسارت تن و روح خویش نپردازد.
روز خبرنگار بر تمامی خبرنگاران عضو گروه و خبرنگاران جامعه جهانی ارتباطات مبارک باد.
با مهر/ بابااوغلی

منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : حرفه ,جهان ,زندگی ,روزنامه ,خبرنگار ,گزارش ,سراسر جهان ,روزنامه نگار ,هفدهم مرداد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : حرفه خبرنگاری؛ عشق یا شغل؟


انقلاب ,انقلابی ,چنین ,نیروهای ,سیاسی ,جامعه ,لازم برای ,رهبران انقلاب ,نظام دیکتاتوری ,نمونه انقلاب ,نیروهای اجتماعی

انقلاب و راه پر پیچ و خم دموکراسی؛

:: انقلاب و راه پر پیچ و خم دموکراسی؛
انقلاب ,انقلابی ,چنین ,نیروهای ,سیاسی ,جامعه ,لازم برای ,رهبران انقلاب ,نظام دیکتاتوری ,نمونه انقلاب ,نیروهای اجتماعی 

 
چرا اکثر انقلاب های بزرگ، بعد از پیروز و دستیابی به قدرت، اسیر همان شرایطی می شوند که نیروهای انقلابی برای برچیدن آن جنگیده اند؟
انقلاب کبیر فرانسه بعد پیروزی در سال 1789، اسیر دیکتاتوری روبسپیر شد. انقلاب بلشویکی 1917 روسیه، اسیر یکه تازی های خونبار استالین گشت. انقلاب انگلستان، کرامول را از آستین خود بیرون آورد و همین طورچین، کوبا و.....
جواب بسیار ساده است: پایه و اساس هیچ حرکت انقلابی تلاش برای تغییر در مسایل پیش پا افتاده و کم ارزش نیست. مثلاً برای مردم به خاطر گران شدن قیمت بلیط هواپیما که قشر خاصی از آن استفاده می کند، به بسیج عمومی و تخریب منابع دولتی دست نمی زنند. در نتیجه؛ برای یک حرکت بزرگ و مردمی که بتوان با استفاده از نیروی آن به یک تغییر بزرگ دست یافت، نیاز به طرح یک سری شعارها و آرمان هایی است که بتوانند با آرزوهای ملی و تاریخی شان در هم آمیزند.
مفاهیمی همچون: آزادی، عدالت، برابری، استقلال و.....از جمله مفاهیمی محسوب می شوند که در قاموس واژگانی یک ملت؛ ارزش و اعتبار بالایی دارند. این مفاهیم، از کارکرد بالای هیجانی برای بسیج عمومی برخوردارند.
آنچه در فردای پیروزی انقلاب و در دوره استقرار روی می دهد؛ مدت زمان کوتاه نشئگی ناشی از پیروزیست و سپس انتظار برای تحقق شعار های رؤیایی.
آنچه در اینجا می توان بر آن تأکید نمود؛ وجود خود این واژگان در بدنه مطالبات مردم انقلابی،عامل اصلی بازگشت مجدد دیکتاتوری به جامعه به شکل دیگری هستند.
معنی این سخن این نیست که این مفاهیم در ذات خود از قابلیت استبداد زایی برخوردارند. بلکه مجموعه شرایط درونی و بیرونی پدیده انقلاب دست به دست هم داده و شرایط و زمینه های چنین اتفاقی را به بار می آورند. علل و عوامل این وضعیت را به طور اختصار می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1-ایدئولوژی انقلاب؛ که خود موجب مرزبندی و جداسازی افراد جامعه است؛ بر اساس سهم باورهای فکری و اعتقادی شان. بر این اساس؛ اشتراک و همبستگی ایدئولوژیکی نیروهای سیاسی؛ بیشترین سهم را در تصاحب نقش های سیاسی و مدیریتی به خود اختصاص می دهد؛ نه میزان تخصص و تجربه کاری. و از آنجایی که از تمام توان مدیریتی و تخصصی نیروهای انسانی در جامعه استفاده نمی شود؛ بخش اعظم آن به دنبال دست یابی به شرایط بهتر زندگی مجبور به مهاجرت شده، آنچه از قِبَل این جداسازی ایدئولوژیکی نیروهای اجتماعی نصیب کشور می شود؛ هرز رفتن منابع مالی و فرصت های زمانی است؛ در نتیجه به کار گیری روش های آزمون و خطا.
2-مورد شماره یک هرچند شرط کافی و تنها عامل تحقق دیکتاتوری در جامعه بعد از انقلاب نیست؛ لاکن شرط لازم برای بروز کاستی های بعدی است که روند دسپوتیسم (استبداد) را تسریع می کند.
مفاهیمی مثل عدالت اجتماعی؛ آزادی، برابری و....به تعداد نحله های فکری موجود در جامعه؛ می توانند مورد قرائت و تفسیر واقع شوند. چنین قابلیتی؛ ضمن این که انرژی بسیاری را از کارشاسان و طراحان برنامه های مربوط به توسعه سلب می کند، خود عامل انشقاق و انشعاب نیروهای فکری و سیاسی نیز می باشد.
3- جریان توسعه در یک جامعه؛ یک پروسه زمانی طولانی و همه جانبه را طی می کند. چنین امری، علاوه برعامل زمان؛ به الزامات و امکانات دیگری نیز می بایست مجهز باشد. فقدان چنین پیش نیاز ها و پیش زمینه هایی در یک جامعه انقلابی نوپا، امکان تحقق وعده های انقلابی را در کوتاه مدت با مشکل موجه می سازد. این مشکل می تواند کاخ آرزوهای نسل انقلابی در خصوص رسیدن به دروازه های سعادت را فرو بریزد.
4- فاصله زمانی بسیار اندک میان طرح مطالبات انقلابی و تصور سراب گونه آنها در فردای انقلاب، ممکن است خشم انقلابی را برای انتقام جویی از کسانی که به دادن وعده های دروغین متهم شده اند، سوق دهد. لذا؛ رهبران انقلابی برای از دست ندادن آنچه که به هزاران زحمت و جان کندن و خون دل خوردن به دست آمده است؛ به شیوه های کنترل پلیسی متوسل می شوند.
5-خود همین اهتمام برای حفظ ارزش های انقلاب و مراقبت از آن جهت گرفتار نشدن در دام شکست؛ به تدریج موجبات دمیده شدن روح استبداد در کالبد انقلاب؛ به عنوان یک شیوه اداره مشروع، در صیانت از آن می گردد. هر چه زمان به پیش می رود؛ از کارآمدی وفاق رهبران سیاسی در توفیق و دستیابی به تغییرات مثبت کم شده و به شدت خودرأیی و تمرکز گرایی در تصمیم گیری و تصمیم سازی ها افزوده می شود.
6-در کنار این مسأله از ویژگی های شخصیتی رهبران انقلاب و دامنه اختیارات سیاسی آنان نیز نباید غافل شد. زیرا زمینه های فرهنگی و تربیتی؛ خود در خلق ظرفیت شخصیتی افراد در مواجهه با موضوع دموکراسی، بسیار مؤثر است.
7-تلاش برای خلق یک چهره کاریزماتیک از رهبری انقلاب توسط همفکران وی در ترویج رفتارهای فراقانونی وی بی تأثیر نیست.
 
جوامع انقلابی گرفتار در دام استبداد سیاسی؛ بعد از یک دوره زمانی نسبتاً طولانی؛ معمولاً به دو نوع سرنوشت دچار می شوند: یا به واسطه یک قوه قهریه نظامی وعمدتاً وابسته به قدرت های خارجی، طومار نظام دیکتاتوری برآمده از دل انقلاب در هم پیچیده می شود. و یا با شکل گیری نهاد های مدنی در قالب مقاومت مدنی و مردمی. در جریان طرح مطالبات اجتماعی و سیاسی؛ نظام دیکتاتوری آرام آرام دوره گذار به سوی دموکراسی را با تکیه بر رفرم های پی در پی طی می کند.(این وضعیت زمان زیادی را طی خواهد نمود. نمونه انقلاب فرانسه)
زمان گذار از این مرحله؛ معمولاً تابع شرایط سنی رهبران انقلاب و ایدئولوژی حاکم بر آن و همین طور تغییر و تحولات جهانی ست......
8- گذشت زمان به تثبیت نظام سیاسی انقلابی در قالب یک حکومت منجر می شود. هرچه سال های بیشتری از عمر انقلاب بگذرد؛ از شور و شوق انقلابی رهبران و مردم کاسته شده و بر طرح مطالبات عینی و واقعی که با زندگی روزمره مردم گره خورده اند؛ افزوده می شود.
با فروکش کردن تب آرمانگرایی انقلابی؛ تغییر نسل انقلاب و روی کارآمدن نیروهای اجتماعی جدید و مدعی وفاداری به شعارهای انقلاب؛ فرصت های مربوط به نقش های سیاسی توسط آنان مصادره شده و اعتماد سیستم به وفاداری به جای کارآمدی؛ زمینه های سوءاستفاده از موقعیت های مدیریتی را فراهم می آورد.
تداوم چنین روندی به پوسیدگی درونی سیستم مجر شده و هر نوع تفکر و یا شخصیت حقیقی سلیم النفسی را که نیت اصلاح در سر داشته باشد؛ به انحای مختلف از تقرب به خویش منع می کند.( اگر نهاد های مدنی در چنین فضایی امکان لازم برای رشد و تنفس نداشته باشند، فروپاشی سیستم از درون بسیار محتمل خواهد بود. نمونه انقلاب بلشویکی)
بابااوغلی
منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : انقلاب ,انقلابی ,چنین ,نیروهای ,سیاسی ,جامعه ,لازم برای ,رهبران انقلاب ,نظام دیکتاتوری ,نمونه انقلاب ,نیروهای اجتماعی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : انقلاب و راه پر پیچ و خم دموکراسی؛


کودتا ,مخالفان ,سیاسی ,دولت ,شرایط ,قدرت ,قهرآمیز قدرت ,تصاحب قهرآمیز ,وقوع کودتا

اردوغان؛ سیاستمدار بی سیاست؛

:: اردوغان؛ سیاستمدار بی سیاست؛
کودتا ,مخالفان ,سیاسی ,دولت ,شرایط ,قدرت ,قهرآمیز قدرت ,تصاحب قهرآمیز ,وقوع کودتا 

کودتا یک پدیده سیاسی مختص به جوامع جهان سوم است. جوامعی که هنوز در آنها نهاد های انتقال مسالمت آمیز قدرت؛ به رشد و بلوغ کافی نرسیده اند.
کودتای چند روز پیش درترکیه؛ چه توسط خود اردوغان و مشاورانش طراحی و اجرا شده باشد، خواه توسط بخشی از ارتش؛ حاوی این پیام است که کشور ترکیه در راه رسیدن به ثبات سیاسی برآمده از عملکرد نهادهای دموکراتیک؛ فاصله زیادی دارد.
وقوع کودتا در یک کشور ضمن این که نمایش تصاحب قهرآمیز قدرت به حساب می آید؛
در صورت عدم موفقیت نیز؛ موجب مشروعیت بخشیدن به اقدامات خشونت بار طرف پیروز شده و به بهانه صیانت از دموکراسی، به انسداد فضای سیاسی، بیش از پیش کمک می کند.
تا اینجای کار؛ دولت برآمده از کودتا و دولت پیروز بر آن، به لحاظ شیوه توسل به زور و حفظ قدرت؛ از روش عملکردی مشابهی برخوردارند.
از آن جایی که کودتا شکل عریان تصاحب قهرآمیز قدرت محسوب می شود؛ توصیف و تعریف کارکرد و میزان مشروعیت آن بسیار روشن و ساده است. در مقابل؛ دولت هایی که در ظاهر با توسل به سازوکارهای قانونی در رأس قدرت سیاسی قرار می گیرند؛ ولی در باطن با دستکاری و تفسیر قوانین و مهره چینی نقش های سیاسی، ظاهری دموکراتیک به حضور خویش می بخشند؛ از واقعیت محتوایی گمراه کننده ای برخوردارند.
به زعم اینجانب اردوغان به عنوان یک رئیس جمهوری که با استفاده از شعارهای پوپولیستی آمیخته به ارزش های مذهبی در عرصه سیاست ترکیه به موج سواری مشغول شده است؛ متهم درجه یک شرایط قبل از کودتا و هم اقدامات بعد از کودتاست.
تضعیف نهاد های مدنی؛ اسلام گرایی مبتنی بر هواداری قشر متوسط رو به پایین و نادیده گرفتن موجودیت سایر نحله های فکری و اعتقادی همچون سکولارها، تغییر قانون اساسی و ارتقای قدرت ریاست جمهوری، سرکوب مخالفان و کم تحملی در مقابل مخالفان سیاسی و حتی مذهبی( همچون فتح الله گولن) سیاست دوگانه در قبال داعش،کردها، اسرائیل، آمریکا و روسیه؛ موقعیت نشناسی و عدم درک درست از نقش و جایگاه سیاسی ترکیه در منطقه، بنا به توانایی نظامی و اقتصادی آن و مواردی از این دست؛ در شکل گیری نطفه کودتا در صورت واقعی بودن آن بی تأثیر نبوده است.
از نظر عملکردهای وی در شرایط پساکودتا نیز؛ می توان شدت خشونت به کار برده شده در خصوص قلع و قمع مخالفان غیر نظامی را که تا کنون به اخراج و دستگیری بیش از شصت هزار نفر منجر شده است ؛بسیار حیرت آور تلقی نمود.

این که چنین تصفیه اداری و نظامی بلافاصله در فردای شکست کودتا به مورد اجرا گذاشته شود؛ از وجود یک برنامه اجرایی از پیش طراحی شده در شناسایی مخالفان و یا منتقدان سیاست های دولت اردوغان خبر می دهد.
با این شرایط؛ می توان ادعا نمود که اردوغان به عنوان کسی که شرایط لازم برای وقوع کودتا را ایجاد کرده است و هم بنا به تلاش های فراقانونی خویش که در سرکوب مهندسی شده مخالفان ایفاء می کند؛ دشمن شماره یک دموکراسی نوپا در ترکیه است.
با روند فعلی و شرایط حال حاضر ترکیه، امکان بازگشت این کشور به دوران ثبات اقتصادی و آرامش سیاسی، در آینده نزدیک؛ بسیار بعید به نظر می رسد.
بابااوغلی

منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : کودتا ,مخالفان ,سیاسی ,دولت ,شرایط ,قدرت ,قهرآمیز قدرت ,تصاحب قهرآمیز ,وقوع کودتا
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : اردوغان؛ سیاستمدار بی سیاست؛


مردم ,قدرت ,کودتا ,گرفتن ,نظامیان

کودتای نافرجام

:: کودتای نافرجام
مردم ,قدرت ,کودتا ,گرفتن ,نظامیان
احتمال زیادی هم می رفت که شکست بخورد. در شرایطی که در چند سال اخیر بسیاری از کشورهای منطقه در مسیر دموکراسی خواهی گام نهاده اند؛ بعید به نظر می رسید که ترکیه به تکرار تلخ کودتا درسال 1980 و حضور مجدد نظامیان در سیاست تن دهد.
کودتا یک پیام دارد و آن؛ تصرف قهر آمیز قدرت و حذف قدرت تصمیم گیری مردم در مورد حق تعیین سرنوشت خویش. قرار گرفتن نظامیان بر اریکه قدرت یک شبه اتفاق می افتد. ولی دگردیسی آن و تحویل قدرت به سیستم انتخابات آزاد، سالیان سال طول می کشد و در بسیاری از مواقع حتی با نتایج خونباری همراه است.
شانس کودتا گران را همواره یاری نمی کند. زیرا همان طوری که دموکراسی برای استقرار خود به یک سری زمینه ها و ملزومات نیازمند است؛ کودتا و ماندن کودتاگران در راس قدرت سیاسی نیز محصول یک سری پیش زمینه ها و بحران های فرسایشی در گذشته است. مثلا دیکتاتوری قانونی در یک کشور که با دستکاری آرای مردم و دراختیار گرفتن قوای سه گانه و کنترل نهاد های مدنی سال های سال به نام مردم و به کام خویش فرمانروایی کنند. و یا جنگ های داحلی تحت عنوان اختلافات فرقه ای و قومی چنان عنان آرامش را از کف مردم برباید که مردم به حضور نظامیان در خیابان ها برای پایان دادن به اوضاع ناخوشایند به دیده رحمت بنگرند.(نمونه کودتاهای تایلند و مصر در دوسال گذشته)
ترکیه هر چند با رفتار های قلدرمآبانه و بعضا متزلزل اردوغان در شرایط تهدید به ساختار های دموکراتیک به سر می برد؛ ولی آستانه بحران به حدی نرسیده بود تا کودتاگران قادر به اقناع روانی مردم برای در دست گرفتن قدرت باشند.

منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : مردم ,قدرت ,کودتا ,گرفتن ,نظامیان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : کودتای نافرجام


جایزه ,کیارستمی

عباس کیارستمی؛ مردی فراتر از مرزهای زمان

:: عباس کیارستمی؛ مردی فراتر از مرزهای زمان
جایزه ,کیارستمی
چقدر کمیابند کسانی که دستی در کند وکاو مشکلات و موانع زیر پوستی جامعه دارند. و به پیمانی که با ایمان شان بسته اند وفادار می مانند.و بدون ترس از هوچیگری های مانع تراشانه و همین طور بدون کوچکترین چشمداشتی از آثار تشویقات دنیوی صاحبان قدرت؛ فقط در اندیشه به سامان رساندن خواست های خود که ریشه در آرمان های انسانی و حرفه ای شان دارند؛ تلاش می کنند.
کیارستمی در زمره کارگردانانی بود که روایتی متفاوت از پیشینیان خود در نقش سینما در زندگی مردم از خود ارایه داد. نگرشی تازه در سوژه یابی وخلق طرحواره های موضوعی که جدای از اهداف سینمای تجاری؛ صرفا با هدف آگراندایس کردن درد های مزمن و ریشه های تاریخی آنها؛ توجه و نگاه های تیز بینانه مصلحان اجتماعی را برای درمان آنها به خدمت می گرفت.
کیارستمی به دلیل این که در حرفه خود اهل تجلیل و تظاهر نبود و تلاشی نیز در تدلیس محصولات هنری و عرضه آن به بازار سرگرمی از خود نشان نمی داد؛ از حمایت مادی و معنوی لازم توسط متولیان نهاد های فرهنگی وابسته به حاکمیت سیاسی در کشور برخوردار نبود.
زمانی که وی در جشنواره کن جایزه نخل طلایی را به خاطر فیلم طعم گیلاس از آن خود کرد؛ تعدادی از رسانه های وابسته به یک جریان سیاسی در داخل کشور؛ به جای پرداختن به اهمیت این جایزه و اعتلای نام ایرن در عرصه هنر سینما؛ تنها مساله مصافحه ایشان با خانم اهداء کننده جایزه را که در عرف بین الملل امریست طبیعی؛ دستمایه تقبیح رفتاری وی قرار دادند!!!
کیارستمی از جمله هنرمندانی است که در عرصه سینمای ایران؛ شاید هیچوقت دیگر تکرار نشود...
روحش شاد و یادش ماندگار
بابااوغلی

منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : جایزه ,کیارستمی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : عباس کیارستمی؛ مردی فراتر از مرزهای زمان


سرمایه ,سوسیالیزم ,سوسیالیست ,اندیشه ,سیستم ,داری ,سرمایه داری ,نظام سرمایه

سوسیالیزم و سرمایه داری؛ (تقابل تاریخی دو نوع سیستم مدیریت اقتصادی)

:: سوسیالیزم و سرمایه داری؛ (تقابل تاریخی دو نوع سیستم مدیریت اقتصادی)
سرمایه ,سوسیالیزم ,سوسیالیست ,اندیشه ,سیستم ,داری ,سرمایه داری ,نظام سرمایهاندیشه سوسیالیستی و سرمایه داری در طول تاریخ فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته اند. از زمان شکل گیری روابط انسانی بر اساس مالکیت ابزار تولید، این کشمکش ها نیز وجود داشته است. همان طوری که سیستم اقتصاد مبتنی بر کاپیتالیسم دچار تحول ساختاری گردیده است، اندیشه سوسیالیزم نیز متناسب با روند این تحولات در راستای عملیاتی کردن طرح و برنامه های خود سیر تکاملی خویش را طی نموده است. جریان تقابلی این دو نگرش و طرح های انحصاری هر یک از آنها برای تثبیت جایگاه خود در طول تاریخ، در بسیاری از مواقع، تابعی از میزان شناخت دقیق و تحلیل های نظری صورت گرفته از سوی متفکران صاحب نظر در هر یک از حوزه های دوگانه بوده است. به عنوان مثال تحلیل دوره های پنج گانه تاریخی توسط مارکس و طرح تضاد دیالکتیک توسط وی و پیش بینی شکل گیری نیروهای اجتماعی به عنوان سنتزی از دل تز و آنتی تز، پیش از آنکه به نفع طبقات فرودست جامعه موجب تولد نظام سوسیالیستی گردد، پلانی شد در دست مدیران نظام سرمایه داری که بر اساس آن بتوانند با تغییر در سیستم مالکیت و همین طور سیستم توزیع و به عبارتی با آمبورژوا کردن کارگران، جلوی انقلابات کارگری را در درون نظام سرمایه داری صنعتی بگیرند.
مسلماً، نقش مارکس در تاریخ اندیشه سوسیالیزم، بخصوص سوسیالیزم نوین، بیش از دیگر سوسیالیست هایی همچون: سن سیمون، فوریه، لوی بلان و رابرت اوون و دیگر جمعیت فابیان های انگلیس و گیلد سوسیالیست ها( سوسیالیست های صنفی) است. لکن اندیشه های فلسفی مارکس در بُعد معرفت شناسی دینی، شیوه های خشونت آمیز و انقلابی دستیابی به تغییرات مورد نظر وی در حوزه شکل گیری قدرت سیاسی، نسخه دیکتاتوری پرولتاریا و نقد دموکراسی های غربی توسط مارکسیست ها با انگ« دیکتاتوری های نقابدار» و همین طور شکست کمونیزم در قالب نمونه های تاریخی، بسیاری را همانند برنشتاین، لیب نخت و کائوتسکی و ... بر آن داشته است تا با طرح سوسیالیزم علمی( مبتنی بر تحقیقات سوسیولوژیکی و استاتیستیکی) از سقوط آن در فراموشخانه تاریخی جلوگیری نمایند.
نتیجه این که؛ سوسیالیسم و عدالت اجتماعی در رأس برنامه های احزاب سوسیالیست میانه رو و عدالت خواهان جهان، با هدف کنترل ابزارهای تولید سرمایه توسط دولت ها، قرار دارد. جهان به تجربه دریافته است که در قالب مدیریت ایدئولوژیهای تمامیت خواه، حدی از آزادی که برای تحقق سعادت انسانی لازم است، به خطر می افتد. لذا مهمترین بستر و محمل مناسب برای توزیع عادلانه ثروت در جهان، کمک به تثبیت دموکراسی است..

منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : سرمایه ,سوسیالیزم ,سوسیالیست ,اندیشه ,سیستم ,داری ,سرمایه داری ,نظام سرمایه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : سوسیالیزم و سرمایه داری؛ (تقابل تاریخی دو نوع سیستم مدیریت اقتصادی)


سیاسی ,چنین ,دانشجویان ,رسالت ,حاکمیت ,دانشجو ,اقشار مختلف ,وقتی صحبت

دگردیسی در رسالت سیاسی قشر دانشجو

:: دگردیسی در رسالت سیاسی قشر دانشجو
سیاسی ,چنین ,دانشجویان ,رسالت ,حاکمیت ,دانشجو ,اقشار مختلف ,وقتی صحبت
امروز شانزده آذر در تاریخ ایران به روز دانشجو معروف شده است.
بدون آن که وارد مقدمه و شرح ماوقع از حیث چگونگی ماجرا(ماهیت دولت کودتا، آغاز رابطه با انگلستان، ورود نیکسون به ایران جهت بررسی چگونگی هزینه کرد 125 میلیون دلار پرداختی به سپهبد زاهدی، تجاوز نیروهای امنیتی به دانشکده فنی و کشته شدن سه نفر از دانشجویان طرفدار حزب توده و جبهه ملی) شوم؛ می خواهم نقش و کارکرد چنین روزی را در آفرینش هیجانات جمعی و هویت تراشی برای قشری خاص در به دوش کشیدن بار سنگین مسئولیت مربوط به کنترل حاکمیت و مبارزات حق طلبانه؛ مورد بررسی قرار دهم.
وقتی صحبت از روز کارگر می شود؛ اولین چیزی که به ذهن می رسد؛این است که فرصتی برای تجمع اعتراضی کارگران ایجاد شده است، تا در این روز با طرح مشکلات و مسایل شغلی خود، دولت و صاحبان کار را به تمکین خواسته های خود فرا خوانند.
وقتی صحبت از روز معلم می شود، آنچه که در نظر مردم و مسئولان از این روز شکل گرفته است؛ این است که در چنین مناسبتی مراسم تجلیل و قدردانی از معلمان در محیط های آموزشی و با صرف شیرینی و چای؛ با ممنوعیت حضور خیابانی برای طرح مطالبات صنفی، رویه معمول هر ساله است. ولی از روز دانشجو تعریفی به کل متفاوت با بقیه مناسبت ها در اذهان عمومی شکل گرفته است.
گویا دانشجویان به غیر درس و مشق و رساله؛ رسالت دیگری را نیز جامعه بر عهده آنها گذاشته است. و آن عبارت است از نمایندگی اعتراضات مردمی علیه سیاست های غلط حاکمیت سیاسی.
چنین رسالتی، از یک سو؛ حس مسئولیت عمومی را از دوش اقشار مختلف برمی دارد و از
سوی دیگر؛ موجبات شکل گیری «خود مصلح پنداری» در نزد دانشجویان می شود.
و همین دو تا مسأله در طول مبارزات دانشجویی؛ مهمترین عامل شکست جنبش های دانشجویی و شدت عمل حاکمیت در سرکوب آنها بوده است.
به نظر می رسد تحولات سیاسی و تغییرات کیفی در علاقه مندی های سیاسی نسل جوان در چند سال اخیر، تا حد زیادی معادلات ذهنی را در نزد اقشار مختلف راجع به کارکردهای هویت دانشجویی دچار تغییر و تحولات اساسی نموده است.
به طوری که نه دانشجویان علاقه ای به ایفای رسالت تاریخی خود دارند و نه جامعه چنین انتظاراتی را در ذهن جمعی خویش می پروراند.
آنچه از رهگذر این دگردیسی به بار می آید، گسترش تفکر سیاسی در بین گروه های مختلف اجتماعی است متناسب با مطالبات هریک از آنان.
نظام سیاسی نیز به جای تمرکز خویش بر کنترل یک قشر خاص؛ با تنوعی از مطالبات مربوط به گروه های اجتماعی مختلف روبه رو می گردد. و در نتیجه هزینه های سیاسی مربوطه نیز به تناسب تعدّد مطالبه گران سرشکن می شود.
بابااوغلی.

منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : سیاسی ,چنین ,دانشجویان ,رسالت ,حاکمیت ,دانشجو ,اقشار مختلف ,وقتی صحبت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : دگردیسی در رسالت سیاسی قشر دانشجو


کشور ,زمانی ,اجتماعی ,نباید ,کنیم ,رفتار ,جزیی ترین ,روابط اجتماعی ,نکوهش قرار

اول خودم بعد دیگران؛

:: اول خودم بعد دیگران؛
کشور ,زمانی ,اجتماعی ,نباید ,کنیم ,رفتار ,جزیی ترین ,روابط اجتماعی ,نکوهش قرار



مسأله این است: خانم پارک توسط عالی ترین مقام قضایی کشور کره جنوبی متهم شده است به این که؛ در حالی که می دانستند یکی از دوستان قدیمی شان مرتکب سوء استفاده مالی شده است؛ کاری انجام نداده اند. و مجلس نمایندگان این کشور نیز؛ بعد از هفته ها اعتراضات خیاباتی مسالمت آمیز و بدون خونریزی میلیون ها کره ای، در نهایت اقدام به استیضاح و صدور حکم تعلیق وی نمود.
من اصلاً قصد مقایسه سیستم قضایی و ساختار سیاسی دو کشور کره جنوبی و ایران را ندارم. واشاره ای هم به تفاوت های فرهنگی و مذهبی دو کشور نمی کنم.
فقط می خواهم به این سؤال پاسخ دهم:
با فرض یک موضوع مشترک( فساد مالی) در رأس هرم قدرت سیاسی؛ چرا نتایج بر خورد با آن؛ در این دو کشور اینقدر فاحش و متحیّر کننده است؟
مگر درمتن آموزه های دینی و فرهنگ سنتی ما، دزدی و کلاهبرداری به اندازه کافی مورد نکوهش قرار نگرفته است؟
چرا مردم ما در مواجهه با اخبار مربوط به فساد های کلان اقتصادی؛ به جای این که برافروخته شده و به اعتراضات مدنی روی بیاورند؛ آنها را دستمایه ای برای تولید جوک و طرح های کاریکاتوری قرار می دهند؟
به نظر من پاسخ بسیار ساده است. و آن شباهت هر ملتی است به حاکمانش. اگرهر یک از افراد جامعه درحوزه روابط اجتماعی خود جزیی ترین رفتارهای اخلاقی را در رابطه با حق الناس رعایت کنند؛ از برآیند چنین شرایطی، هیچ دزد و یا آدم دروغگویی به قدرت نمی رسد. زمانی که یک راننده تاکسی از بازپس دادن بقیه کرایه مسافر خود طفره می رود؛ زمانی که استادی به جای تدریس عالی و سختگیری آکادمیک، به کم فروشی علمی و ترویج تقلب اقدام می کند؛ زمانی که کشاورزی به جای بسته بندی اصولی محصولات خود، به تدلیس روی می آورد؛ یا کارگری به دور از چشم کارفرمایش سابوتاژ می کند؛ پلیسی که به بهانه های واهی سعی در اخاذی از افراد نا آگاه به حقوق اجتماعی خود می کند؛ کاسبی که فکر و ذکر شبانه روزی اش سر کیسه کردن مشتریانش است؛ معلمی که حساب بد حسابی حکومت را با دانش آموزانش صاف می کند.و الخ
در واقع هیچ کدام از این ها؛ حق اعتراض به اختلاس های آنچنانی مسئولان کشوری را ندارند. چرا که هر کدام در فضا و میدان عملکردی خویش، یک دزد و کلاهبردار به حساب می آیند. و اگر هم اینجا و آنجا عملکرد فلان مسئول را مورد نقد و نکوهش قرار می دهند؛ بیشتر سعی می کنند به تطهیر روانی خود کمک کنند.
تا زمانی که ما انسان ها به نیک و بد های اخلاقی و رفتاری، در جزیی ترین روابط اجتماعی مان پایبند و حساس نباشیم؛ چیزی در سطح کلان تغییر پیدا نخواهد کرد. اگر از دروغ متنفرهستیم، نباید بعد از چهار سال دوباره در ستاد انتخاباتی یک نماینده دروغ گو در نقش عمله رأی حاضر شویم.
اگر از دزدی بیزار هستیم؛ نباید از یک فروشنده گرانفروش خرید کنیم. چنانچه از استبداد گریزانیم؛ نباید در خانواده و یا محیط کاری مان با اطرافیان به درشتی رفتار کنیم. اگر چنانچه از خرافات و موهومات مضحک به نام دین رویگردانیم؛شایسته نیست در پای منبر واعظی که با انبانی از چنین چرندیاتی به شعور مخاطبانش توهین می کند، به حضور خویش تداوم ببخشیم. اگر به ریختن آشغال در معابرعمومی و بستر طبیعت عادت داریم؛ هرگز نباید ازشلختگی ظاهر خیابان ها و وضعیت بحرانی محیط زیست گلایه کنیم.
اگر ما تغییر رفتار دهیم؛ فرزندان ما نیز این گونه یاد می گیرند و زمانی که در مسند امور مهم کشوری و شغلی قرار گرفتند؛ ممکن نیست به شکل دیگری رفتار کنند. زیرا قادر نخواهند بود بر خلاف اصول و آموزه های تربیتی خود عمل نمایند.
پس بیایید تغییر جامعه را از همین امروز و از بازنگری در جزیی ترین کنش های اجتماعی خودمان آغازکنیم. بدون این که لازم باشد تحت تأثیر هیجانات مقطعی و زود گذر، بهترین نیرو های انسانی مان را در پای ارزش های والای اخلاقی قربانی کرده و از کشته ها پشته بسازیم.
م.بابااوغلی

منبع اصلی مطلب : جامعه شناسی تغییر
برچسب ها : کشور ,زمانی ,اجتماعی ,نباید ,کنیم ,رفتار ,جزیی ترین ,روابط اجتماعی ,نکوهش قرار
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : اول خودم بعد دیگران؛